دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences

بیست و پنجمین جشواره قرآن و عترت (ع)

 | تاریخ ارسال: 1399/6/2 | 

دفعات مشاهده: 264 بار   |   دفعات چاپ: 8 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سلسه کارگاه گروه پایا دانش

 | تاریخ ارسال: 1399/5/5 | 


                                                                                                                                                                                       https://evand.com/events/
 

دفعات مشاهده: 552 بار   |   دفعات چاپ: 11 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

شبکه های اجتماعی و سندروم داون؛ نامرئی شدگان و استبدادِ اعداد

 | تاریخ ارسال: 1399/4/29 | 

دکتر آزاده عباس زاده، مدیرعامل بنیاد سندروم داون ایران
شما یک شبانه روز کامل، یعنی ۲۴ ساعت کامل در داخل آسانسور یک برج صد طبقه، ایستاده اید و منزل شما در طبقه ۷۰ ام قرار دارد؛ پس از مدتی، شما میبینید که هریک از افرادی که وارد آن آسانسور می شوند، در طبقه های مورد دلخواه خود در برج، پیاده می شوند و شما فقط نظاره گر هستید. سپس همچنان که زمان دارد می گذرد، متوجه میشوید که آسانسور به طرز عجیبی هرگز در طبقه ی ۷۰ ام نمی ایستد؛ آنگاه چه تصمیمی خواهید گرفت؟ شاید اکنون با خود فکر کنید که مثلا در طبقه ی ۶۹  پیاده میشوم و یک طبقه را از پلکان طی میکنم؛ خب اکنون چه احساسی به شما دست میدهد اگر بگویم شما در آن ۲۴ ساعت، اصلا قرار نیست در طبقه ای پیاده شوید، چون اصلا قرار نیست به شما فرصت خروج از آن آسانسور داده شود، خب اکنون چه میکنید؟ و اگر به شما بگویم که باید تا آخر عمرتان و نه فقط همین ۲۴ ساعت، بلکه تمام طول زندگی تان را باید در همان آسانسور سپری کنید، آنوقت تصمیمتان چیست ؟ شما ممکن است بپرسید آخر چرا؟ چرا و به چه دلیل حق خروج از آن آسانسور را ندارید؟ آنگاه من به شما جواب خواهم داد؛ جوابتان اینست: " چون شما یک فرد نامرئی هستید، شما را هیچ فرد دیگری نمی تواند ببیند و تنها کسی که میداند شما اصلا وجود دارید و تصمیم داشتید در طبقه ی ۷۰ ام پیاده شوید، فقط و فقط خودتان هستید. ....
میدانم که حتی تصور قرارگرفتن در چنین موقعیتی، حتی تصورش هم ذهن را ویران میکند.
در سیاره ی زمین، اکنون حاکمانی به نام "شبکه های اجتماعی"، حاکمیت می کنند. در سیستم حاکمیتی شبکه های اجتماعی، یک اصل مهم وجود دارد : " احترام به اعداد ". باید در داخل شبکه های اجتماعی، به اعداد احترام بگذارید و اگر از این اصل پیروی نکنید، فقط یک نتیجه در انتظار شماست : " نامرئی شدن". در جهان شبکه های اجتماعی، اصول نانوشته ی پذیرفته شده و تقریبا مورد توافق، توسط نه همه، اما بخش بسیار بزرگی از کاربران، وجود دارد که همانند یک پروتکل نانوشته ، از یکسری قواعد ثابت، در جهت جذب حداکثری مخاطب، پیروی می شود که چنانچه از این قواعد، پیروی نکنید باز هم فقط یک نتیجه در انتظار شماست : "نامرئی شدن ". اگر از این قوانین، تقلید نکنید نامرئی می شوید، دیده نمی شوید و به صورت غیر فیزیکی، کاملا حذف میشوید. در میان این شبکه ها، کاربران هویتشان با "چه تعداد "، اعتبار می یابد؛ هر چه " تعداد لایک، تعداد بازدید، تعداد بازنشر، تعداد فالوور و تعداد ...." بیشتر، اعتبار کاربر در آن شبکه اجتماعی بیشتر . بنابراین هر چه اعداد را جدی تر بگیرید احتمال نامرئی شدنتان کمتر است! 
در میان تمام شبکه های اجتماعی مختلف، تعدادی کاربر وجود دارد که اتفاقا از دسته ی " نامرئی شدگان و حذف شدگان " هستند؛ این کاربران نامرئی شده، ویژگی هایی دارند که در زیر به چند مورد مهمترشان می پردازم:
- این کاربران، در تصاویر منتشرشده از خودشان ، هر موقع واقعا شاد باشند میخندند و هر موقع واقعا ناراحت باشند، نمی خندند. یعنی " نشان دادن مقداری لمینت "، هرگز دلیلی برای خندیدنشان در یک عکس از صفحه شان، نمی تواند باشد.
- این کاربران، برای نوشتن کپشن در توضیح پست های صفحاتشان، انتخابشان این نیست که دهها جمله ی ادبی از فیلسوف ها و شعرایی که تا ده دقیقه قبل از آن پست، حتی اسم آن فیلسوف و یا شاعر، به گوششان هم نخورده بوده را فقط و صرفا برای یک پست ، به اشتراک بگذارند تا وزن مغزشان، بیشتر به نظر برسد؛ نه.... آنها این روش انتخابشان نیست، بلکه این کاربران از درونی ترین بخش وجودشان جملات کپشن هاشان را که گاهی شاید فقط حاوی چند کلمه باشد، مینویسند.
- عکس های سلفی این کاربران؛ ناب ترین، خالص ترین و واقعی ترین حالت ممکن همان لحظه ی آنهاست و نگاهشان در سلفی هاشان، واقعیت نگاه یک جفت چشم در همان لحظه ی بخصوص است.
- این کاربران ، اصراری ندارند که با انتشار پست ، صاحب نظر در مورد تک تک رویدادهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تیتر اول همان روز باشند، انتخاب آنها متخصص بودن در تمام امور جهان نیست، آنها زندگی آرامی دارند و در صفحاتشان، فقط از چیزی سخن میگویند که از آن آگاهند.
- این کاربران، هرگز در مسیر افزایش تعداد فالوئر، انتخابشان این نیست که صفحه ی انسانی را فالوو کنند و سپس وقتی آن فرد نیز آنها را فالوو کرد، تصمیم بگیرند که خیلی بی سر و صدا و نا منطبق بر اخلاق، صفحه ی آن فرد را آنفالوو کنند؛ تا مداوم با همین استراتژی فالوو - آنفالوو صفحات خود را از نظر عدد فالوئرها ارتقا دهند؛ نه آنها این کار را نمی کنند چون کاربرانی اخلاق مدار هستند- این کاربران، خود خود خودشان هستند و هنگام انتشار یک عکس از صورتشان، برای مخفی کردن مثلا چین و چروک های طبیعی چهره و زیباتر جلوه دادن خود با فاصله ی بسیار زیاد از آنچه که در واقعیت است، ساعتهای طاقت فرسایی از عمرشان را صرف یادگیری حقه های تخصصی فوتوشاپ برای ادیت مثلا فقط و فقط یک عکس نمی کنند؛ آنها یاد گرفته اند که تحت هر شرایطی خود خود خودشان باشند.
- آنها برای باارزشتر نشان دادن خود، وارد بازار تجارت و خرید و فروش فالوور برای صفحه هایشان نمی شوند چون میدانند که هرگاه انسانی صرفا به خاطر خودشان صفحه ی آنها را بخواهد فالوو کند، قطعا آن انسان، خریدنی نیست.
- این کاربران هرگز کلمات قلب شکن و روح آزار در صفحات هیچ کاربر دیگری نمی نویسند.
-آنها اندامشان به اندازه اندامشان است و به زور هیچ سیلیکون ای تغییر سایز نداده اند، اصولا آنها با هر آنچه هستند راضی و قانع اند.
- این کاربران، برای تمام انسانها از هر رنگ، نژاد، کشور و مذهبی احترام قائلند چون آنها دارای با عدالت ترین و صاحب یکی از سلامت ترین شیوه های فکر، در شبکه های اجتماعی هستند...
این کاربران بسیار کم تعداد و منحصر به فرد در شبکه های اجتماعی، انسانهای" سندروم داون " هستند. با زیر نظر گرفتن چند ماهه ، در مورد حدود ۲۰۰ کاربر سندروم داون با ملیت های مختلف که فعالیت نسبی بالایی در شبکه های اجتماعی دارند و بررسی پست ها، دغدغه های فکری شان، فالوورها و فالووینگ هایشان، بررسی کامنت هایی که برایشان گذاشته میشود ، محتوای کامنت ها، میزان بازدید ویدئو هاشان که در بسیاری موارد بازگو کننده ی حق طلبی آنها در راستای حقوق انسانی سایر افراد سندروم داون بوده است و در موارد پرشماری محتوای تصاویر و متن هایشان شامل انسانی ترین مفاهیم میشده، میزان تعامل آنها در شبکه های اجتماعی با سایر کاربران و بالعکس میزان تعامل سایر کاربران با آنها، واکنش هایشان نسبت به مفاهیم مختلف و رویدادهای روز و موارد متعدد دیگر، نتیجه ی به دست آمده، نشانگر اینست که بالای هشتاد درصد افرادی که صفحات افراد سندروم داون را فالوو کرده و در تعامل متقابل نسبی، هستند شامل افراد سندروم داون دیگر، اعضای خانواده درجه ی اول خود آن فرد سندروم داون، موسسات فعال در حوزه ی سندروم داون و فعالین مدنی همین حوزه بوده اند.
پس باقی جامعه کجاست؟
سوالی در اینجا وجود دارد :
آیا شبکه های اجتماعی، مسوولیت "حذف گسترده ی غیر فیزیکی و تبعیض آشکار و نادیده انگاشته شدن و به عبارتی نامرئی شدن" یک تعداد کاربر که در داخل همین شبکه ها و از سوی بخش عمده ای از سایر کاربران، اتفاق می افتد را می پذیرند؟ یا خیر، خود را در برابر چنین مواردی مسوول نمی دانند؟
سوالی دیگر :
آیا شبکه های اجتماعی مسوولیت این را که عملا، سلیقه ی چشم، سلیقه ی فکر و در مفهومی جامع تر، شیوه ی زندگی افراد یک جامعه را دستخوش تغییر میکنند، این را میپذیرند؟ آیا شبکه های اجتماعی مسوولیت تاثیر قدرتمند خود را در تغییر نگاه سایر اقشار جامعه نسبت به قشری دیگر ، می پذیرند؟
سوال دیگری که وجود دارد اینست:
آیا شبکه های اجتماعی برای خود، رسالت و ماموریتی تعریف کرده اند، یا خیر نکرده اند و اصل کار، فقط تجارت بوده است؟ ساختن پول؟ آیا فقط همین؟ حالا اگر بخواهیم کمی خوشبینانه تر فکر کنیم و باور کنیم که بنیانگذاران شبکه های اجتماعی، رسالت و چرایی شکل گیری خود را هنوز به صورت کامل فراموش نکرده اند، در همینجا باز پرسشی  پیش میآید :
آیا تا بحال در اتاقهای فکر شبکه های اجتماعی مختلف، اندیشه ای و دغدغه ای برای ارتقا دادن صفحات متعلق به افراد سندروم داون و کمک به بیشتر و بهتر دیده شدنشان وجود داشته است؟ دوباره در اینجا یادتان میآورم که داریم از کمک به ارتقا و کمک به بیشتر دیده شدن صفحات افرادی سخن میگوییم که چند مورد از ویژگی های منحصر به فردشان، در چند پاراگراف قبلی برشمرده شد و چنین کاربران اخلاق مداری بسیار اندک شمارند.در اینجا به صورت بسیار شفاف و دقیق، داریم از انسانهایی حرف میزنیم که در زندگی بیرونی خود و جدا از شبکه های اجتماعی ، همانند ما سایرین افراد جامعه در هر لحظه از زندگی ، در حال رقابت تنگاتنگ بر سر" ارقام و اعداد " نیستند و هیچ آگاهی بر اینکه چگونه کمی شارلاتان تر و کمی قلدرتر باشند تا کمی عدد بیشتری در حساب های بانکی شان موجود باشد، را ندارند؛ در دنیای فکری آنها، رقم و عدد، فرمانروا نیست  و آنوقت در همین حین، آنها با همین فکر و ذهنیت وارد شبکه های اجتماعی ای میشوند که یگانه حکمران آنجا، " اعداد " است و آنگاه از سوی باقی کاربران این شبکه ها، با چیزی مواجه می شوند که از هر سمی مسموم تر است و آن چیز، نامش " بی تفاوتی "  است. در واقع تعدادی هر چند کم از کاربران شبکه های اجتماعی یعنی کاربران سندروم داون، در رقابتی نابرابر و نا جوانمردانه، دوباره و چندباره در فضای چنین شبکه هایی هم حذف میشوند همانگونه که در بسیاری فرصت های دیگر زندگی و جاهایی خارج از این شبکه ها هم، حق آنها حذف شده است.
اما در این لحظه ، به اصلی ترین و بزرگ ترین پرسش ها رسیده ایم :
" آیا برای شبکه های مختلف اجتماعی و پدید آورندگان و صاحبان آنها، امکان اینکه تصاویر و ویدئوها و پست های کاربران سندروم داون را برای سایر کاربران، در دسترس بیشتری قرار دهند، وجود دارد؟ آیا برای شبکه های مختلف اجتماعی و پدید آورندگان و صاحبان آنها، امکان اینکه به عنوان مثال در پست های اکسپلور اینستاگرامی جهت تشویق افراد سندروم داون، هر هفته یکی از موفق ترین کاربران سندروم داون ای، رایگان به جهان معرفی شود، وجود دارد؟ آیا برای شبکه اجتماعی ای مانند اینستاگرام، امکانپذیر است که مقدماتی جهت افزایش دیده شدن ویدئوهای بعنوان مثال ورزشی و هنری و ....صفحات متعلق به کاربران سندروم داون، بیشتر توسط تمام کاربران دیگر، دیده شود؟ آیا در یک شبکه اجتماعی ای مانند توییتر امکان پذیر است که توییت های مربوط به اخبار موفقیت های ورزشی و هنری و فرهنگی و آموزشی افراد سندروم داون که پس از گذراندن موانع و مرارت های بسیاری میتوانند به موفقیت برسند، بیشتر منتشر شود؟ آیا برای یک شبکه اجتماعی همانند فیسبوک میسر است که به صورت رایگان هفته ای یا ماهی یکبار، صفحات متعلق به شاخص ترین افراد سندروم داون را تبلیغ کند؟ آیا برای یک شبکه ی اجتماعی همانند اینستاگرام، امکانپذیر است که در کنار خرید، معماری، غذا، هنر، استایل، مد، موسیقی و ....گزینه ای به اسم " سندروم داون " را ایجاد کند و فقط در این قسمت به ارتقا صفحات کاربری افراد سندروم داون کمک کند؟ حداقل چند وز در ماه؟ ....
پاسخ تک تک این پرسش ها این چند کلمه است: " بله، امکان پذیر است " 
و در اینجا سوال آخر :
" آیا  سیاست گذاری فرهنگی در حوزه ی کاربران سندروم داون در میان تمام شبکه های اجتماعی، در جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی این افراد ، برای صاحبان و مالکان شبکه های اجتماعی، اصولا مساله ای با اهمیت است؟
جواب این سوال را من حقیقتا نمی دانم که آیا اصلا صاحبان شبکه های اجتماعی حتی برای یکبار، به این موضوع تا اکنون فکر کرده اند یا نه .اگر به شما بگویم، اینکه روزی، صاحبان و مالکان همین شبکه های اجتماعی، با خرج دلارهایی، به دنبال استخدام کاربرانی اخلاق مدار، بی حاشیه و با فکر پاک برای تلطیف انسانی و اخلاقی در برخی فضاهای تیره  و آلوده  فکری برخی کاربران شبکه های اجتماعی ، اقدام می کنند و برای وجود چنین کاربرانی فراخوان میدهند، آیا به این دو جمله ای که نوشته ام با دیده ای ناباورانه و با استهزا به من میخندید؟
تنها چیزی را که میتوانم بفهمم این است که برخی از فضای شبکه های اجتماعی موجود از تعادل فکری-انسانی-اخلاقی در حال خروج است و در مواردی کاملا نا امید کننده.
من واقعا نمی دانم چرا از ظرفیت و نیروی بالقوه و پتانسیل مثبت و تا این حد انسانی و منحصر به فرد کاربران سندروم داون در شبکه های اجتماعی، از سوی مدیران این شبکه ها، استفاده نمی شود؟
تصوری همین اکنون از ذهنم گذشت؛ اگر مثلا زمان به عقب برمیگشت و مثلا شروع به کار شبکه های اجتماعی، در حدود سال ۱۹۴۷ میلادی می بود و فردا هم مثلا صبح روز دهم دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی بود، صبح همان روزی که ۴۸ کشور جهان در دفاع از " کرامت انسان ، برابری، برادری ، عدالت ، وجدان، رهایی از هر نوع تبعیض " با اتحاد، قطعنامه ای را به تصویب رساندند و نامش را گذاشتند " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر "؛ باور دارم که در کنار آن ۴۸ کشور که رای موافق به " اعلامیه جهانی حقوق بشر" داده بودند، حداقل از دو انسان، نیز در راستای حفاظت از مفاد " اعلامیه جهانی حقوق بشر "، حتما امضا میگرفتند؛ دو نفر که دو مالک از دو سرزمین هستند؛ سرزمین هایی بدون هیچ نقشه ی جغرافیایی و فاقد مساحت فیزیکی متعارف یک کشور؛ دو سرزمین به نام های " فیسبوک" و " توییتر".
از حدود هفتاد سال قبل در ماده ی هفتم از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، اینگونه نوشته اند :
" ........همه ی انسانها موظف به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است، می باشند...."
نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.
https://ir.sputniknews.com/opinion/202007186710251
 

دفعات مشاهده: 616 بار   |   دفعات چاپ: 14 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کرونا ویروس

 | تاریخ ارسال: 1399/4/25 | 

روش‌های اصلی انتقال ویروس کرونا

اطلاعات موجود حاکی از آن است که دو مسیر اصلی برای انتقال ویروس کووید-۱۹ وجود دارد:
  1. قطرات تنفسی
  2. تماس
قطرات تنفسی زمانی‌ ایجاد می‌شود که فرد آلوده سرفه یا عطسه کند. هر شخصی که در تماس نزدیک (در فاصله یک متری) با فردی قرار بگیرد که علائم تنفسی مانند سرفه و عطسه را دارد، در خطر قرار گرفتن در معرض قطرات تنفسی عفونی بالقوه است.
از طرفی، این قطرات ممکن است بر روی سطوحی که ویروس بر روی آن زنده می‌ماند، فرود آیند. بنابراین، محیط تا فاصله یک متری فرد آلوده می‌تواند منبع انتقال ویروس باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله طول عمر ویروس کرونا بر روی سطوح مختلف را مطالعه کنید.

ناقلان ویروس کرونا

سازمان بهداشت جهانی اخیرا گزارش‌هایی مربوط به انتقال ویروس کووید-۱۹ را خلاصه وار ارائه کرده است و مختصرا از شواهد موجود در مورد انتقال از افراد دارای علامت، افراد دارای پیش علامت و افراد بدون علامت اما آلوده به کووید-۱۹ استفاده کرده است.
شواهد موجود نشان می‌دهد که این بیماری، بیشتر توسط موارد دارای علامت، منتقل می‌شود.
دوره نهفتگی یا کمون برای کووید-۱۹ – که زمان در معرض ویروس قرار گرفتن و شروع علائم است – به‌طور متوسط بین ۵ تا ۶ روز است، اما می‌تواند تا ۱۴ روز هم باشد. در این دوره، که به آن دوره قبل از علامت داشتن هم می‌گویند، برخی از افراد آلوده می‌توانند ناقل بوده و ویروس را به دیگران منتقل کنند.
این مطلب با داده‌هایی به اثبات رسیده است که تست برخی افراد پس از ۱ تا ۳ روز در معرض کووید-۱۹ بودن، می‌تواند قبل از بروز علائم، مثبت باشد.
بنابراین، این امکان وجود دارد که افراد آلوده به کووید-۱۹ بتوانند ویروس را قبل از بروز علائم منتقل کنند. این مهم است که بدانید حتی در انتقال ویروس از فردی که علامتی ندارد نیز، نیاز است که ویروس از طریق قطرات عفونی یا از طریق لمس سطح آلوده به ویروس، منتقل شود.

تاثیر استفاده از ماسک

استفاده از ماسک (شامل انواع ماسک ساده یا ماسک جراحی) یکی از اقدامات پیشگیرانه‌ای است که می‌تواند شیوع برخی بیماری‌های ویروسی تنفسی از جمله کووید-۱۹ را محدود نماید. با این وجود، استفاده از ماسک به تنهایی برای تامین سطح مناسبی از محافظت، کافی نیست و سایر اقدامات نیز باید اتخاذ شود.

جدای از اینکه ماسک زده شود یا خیر، رعایت حداکثری بهداشت دست برای جلوگیری از انتقال کووید-۱۹ از انسان به انسان بسیار مهم است.

مطالعات مربوط به آنفلوآنزا، بیماری‌های شبیه آنفلوآنزا و کرونا‌ویروس‌های انسانی شواهدی را نشان می‌دهد که استفاده از ماسک پزشکی می‌تواند از انتشار قطرات عفونی از یک فرد آلوده به شخص دیگر و آلودگی احتمالی محیط توسط این قطرات جلوگیری کند.

شواهد محدودی وجود دارد مبنی بر اینکه استفاده از ماسک پزشکی توسط افراد سالم در خانه یا در تماس بیمار با بیمار یا در بین شرکت کنندگان در مجامع گروهی ممکن است به عنوان اقدامی پیشگیرانه مفید باشد.

اما در حال حاضر هیچ مدرکی مبنی بر اینکه استفاده از ماسک ( اعم از نوع پزشکی یا انواع دیگر) توسط افراد سالم در سطح جامعه می‌تواند از ابتلای فرد به ویروس‌های تنفسی از جمله کووید-۱۹ جلوگیری کند، در دست نیست.

آیا استفاده از ماسک ضرر هم دارد؟

استفاده از ماسک‌های پزشکی مانند ماسک جراحی در سطح جامعه ممکن است با نادیده گرفتن سایر اقدامات اساسی مانند رعایت بهداشت دست و رعایت فاصله اجتماعی، باعث ایجاد احساس امنیت کاذب شده و در نتیجه ممکن است منجر به لمس صورت و چشم در زیر ماسک‌ها شود، هزینه‌های غیرضروری را تحمیل نماید، و خصوصا در مواردی که با کمبود مواجه هستیم، از رسیدن ماسک به افرادی که به آن نیاز اساسی دارند مانند کادر درمانی جلوگیری نماید.

 


دفعات مشاهده: 559 بار   |   دفعات چاپ: 12 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

فارغ التحصیلی

 | تاریخ ارسال: 1398/11/19 | 
اعلام فارغ التحصیلی دانشجویان مقطع  PhD By Research آقایان  فاضل گرجی پور  مورخ 98.3.21 ،  بهنام یوسفی مورخ 98.4.10 وپژمان عاطفی منش مورخ 98.11.13 

دفعات مشاهده: 1264 بار   |   دفعات چاپ: 54 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

ایسلند : نسل کشی در سکوت؛ ارتش پنهان آنتی ۴۷

 | تاریخ ارسال: 1398/11/16 | 

مقاله اخیر دکتر آزاده عباس زاده در روزنامه Tehran Times 

به این اعداد و رای ها، نگاه کنید : "با ۴۸ رای موافق، ۸ رای ممتنع و صفر رای مخالف، به تصویب رسید." ؛ پس از شمارش آرا و تصویب این قطعنامه که قطعنامه ۲۱۷ سازمان ملل متحد محسوب میشود، اسمش را گذاشتند : " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ".
کشور "ایسلند" به عنوان موافق، زیر " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " را در سال ۱۹۴۸ امضا کرد؛ از آن امضا حدود هفتاد سال گذشته و امروزه از ایسلند به عنوان تنها کشور جهان که افراد سندروم داون را به صورت صد در صد ریشه کن کرده است، نام برده می شود.آیا ریشه کن کردن افراد سندروم داون که بخشی از جامعه هستند ، با " نسل کشی "، منافاتی دارد؟ آیا ایسلند زمانی که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را به عنوان موافق امضا کرد، ماده ی یکم را نخوانده بود ؟
:arrow_backward:-- ماده ی یکم از " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " :
" ....تمام افراد بشر، آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق، با هم برابرند و باید با همدیگر عادلانه رفتار کنند و ...."
 امروزه، ایسلند جلوی زایش آزادانه ی افراد را می گیرد؛ جلوی زاده شدن افراد متفاوت به لحاظ کروموزومی در ایسلند گرفته می شود. ایسلند بر اساس پروتکل های مصوب و سیاست گذاری های بهداشتی خود، در مساحت کشور خود و بر اساس قوانین وضع شده ی خود، به ریشه کن کردن و نسل کشی دسته جمعی افراد سندروم داون پرداخته است.

:arrow_backward:-- در بخشی از ماده سوم "اعلامیه ی جهانی حقوق بشر "، آمده است : " ....و هر فردی شایسته است برای زندگی و زندگی حق اوست و.... ".
ایسلند، افراد سندروم داون را سزاوار " زندگی " ندانسته است.آیا میدانید که از سال ۲۰۱۵، هیچ فرد سندروم داون ای در ایسلند به دنیا نیامده است؟ ( به جز دو مورد که پاسخ تست های غربالگری بارداری مادر، اشتباه بود وبه آنها اعلان شد که جنین شان سندروم داون نیست).

رفتار ایسلند در قبال افراد سندروم داون، سالها قبل در تاریخ و در زمان حکومت هیتلر انجام شده است. هیتلر، فرمانده عملیاتی به اسم پروژه " T4 " بود که از آن پروژه به عنوان " بزرگترین قتل عام افراد معلول و مبتلایان به فلج مغزی و انواع بیماران اعصاب و روان، یاد میشود و بر طبق آمار حدود دویست هزار نفر از مبتلایان فوق الذکر، در عملیات T4, کشته شدند؛ به این صورت که شش کشتارگاه با گاز وجود داشت که قربانیان، چند ساعت پس از ورود، در اتاق های گاز و تحت استنشاق گاز منواکسید کربن، جان خود را از دست می دادند. بر روی یکی از معروف ترین پوسترهای مربوط به این عملیات نوشته شده بود :
" ۶۰ هزار مارک. این خرجی است که یک فرد مبتلا به بیماری ژنتیکی در مدت زمان زندگی خود روی دست جامعه می گذارد؛ شهروند محترم این پول شما هم هست ".
و اما اکنون، ریشه کن کردن صد درصدی افراد سندروم داون در ایسلند، ماهیت فکری نزدیکی با پروژه T4 دارد و در بطن خود به دنبال یک " اصلاح نژادی " ست که این اصلاح نژادی، برداشتی بسیار سطحی از مقوله ی وراثت انسان است .
از سقط صد درصدی جنین های سندروم داون در ایسلند و نسل کشی افراد سندروم داون ۴۷ کروموزومی، که البته به روشی کاملا هوشمندانه و فاقد خشونت در ظاهر، اما در بطن حاوی بربریسم فکری میباشد، میتوان برداشت کرد که تصمیم گیرندگان در ایسلند، افراد سندروم داون را به منزله ی مشکلی لاینحل ، بار اضافی ای که مانده است روی دست جامعه و به صورت کلی قشری فاقد فایده قلمداد می کنند؛ بنا براین نبود آنها، ارجح بر بودنشان است و همراه با علت هایی متناظر از ایندست، کمر به همت سقط صد در صدی جنین های سندروم داون بستند.سوال مهمی در اینجا پیش می آید :

" بر اساس کدام مستندات بیولوژیکی و علمی و تحت چه عنوان،صد در صد زندگی جنین های سندروم داون در ایسلند به سقط میرسد ؟ چرا حتی به یکی از این جنین ها، فرصت تجربه ی زندگی داده نمی شود؟ تحت چه نوع سیاست گذاری ای در بیمارستان های ایسلند و تحت چگونه مشاوره های ژنتیکی ای، صد در صد مادرهای باردار که جنین های سندروم داون دارند، جنین هاشان را سقط می کنند؟ در این مشاوره های ژنتیک که به لحاظ آماری و بر طبق گفته ی یکی از مشاورین ژنتیک ایسلندی که در خبری که در یک خبرگزاری شناخته شده به چشم میخورد، تعداد مشاوره های ژنتیک، بی رویه دانسته شده و عملا مادر دارای جنین سندروم داون، در یک حلقه ی محاصره ای مشاوره ی ژنتیک، قرار می گیرد که در نهایت، راحت ترین راه را انتخاب کرده و جنین سندروم داون خود را سقط می کند.
بدین ترتیب، در ایسلند به جای مواجهه با مساله، صورت مساله از اساس حذف می شود و به عنوان یک دستاورد ژنتیکی، کشور از وجود افراد سندروم داون عاری میشود.
به لحاظ نظامی، ایسلند کشوری فاقد یک " ارتش دائمی " ست؛ البته به لحاظ اطلاعات نظامی کاملا صحیح است؛ در عوض ایسلند یک ارتش دائمی در راه " اصلاح نژادی " و حذف افراد متفاوت به لحاظ تعداد کروموزوم دارد که این ارتش بسیار قوی،به بسیاری " زندگی های فرصت داده نشده " پایان می دهند.
بجز ایسلند، ۴۷ کشور دیگر که زیر این " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " را در مجمع عمومی سازمان ملل، امضا کرده اند باید پرسید که سکوت در این زمینه، چه علتی داشته است؟
بجز ایسلند، ۴۷ کشور دیگر که رای موافق به "اعلامیه ی جهانی حقوق بشر" در دهم دسامبر سال ۱۹۴۸ داده اند؛ آیا مفاد این اعلامیه خاطرتان هست ؟ اعلامیه ای که در آن بارها و بارها به کلمه ی " انسان " اشاره شده است.در این اعلامیه، گفته شده "انسان" و گفته نشده که انسان با چند کروموزوم مد نظر بوده است؛ چرا که انسانهای سندروم داون هم انسان هستند با همان یک کروموزوم بیشتری که دارند و تمامی حق های ذکر شده برای واژه ی انسان در متن اصلی " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر "، از جمله : حق زندگی، کرامت، آزادی، برابری، کلیه ی حقوق فردی، آزادی اندیشه، حق آزاد بیان نظر، کلیه ی حقوق برابر اجتماعی، حقوق اقتصادی، حقوق فرهنگی، حقوق آموزشی، حقوق بهداشتی ، برازنده ی آنان نیز است.
جنین های سندروم داون ای که به صورت صد در صد در ایسلند سقط میشوند، همان افراد سندروم داون آینده ی ایسلند هستند که هرگز از فرصت زندگی بهره مند نمی شوند و با سلب صد در صدی کمترین حقشان، که همان "مهلت زندگی"ا ست، از پای در می آیند.
۴۷ کشور در کنار ایسلند که همه با هم، امضا کنندگان اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را تشکیل می دهند؛ همگی دارای دولت و حکومت و روسای جمهور و نخست وزیرانی متشکل از افراد غیر سندروم داون هستند، اما خوبی اش اینست که همگی " بشر " هستند ؛ خوبی اش اینست که همگی بشر هستیمو هیچ بشری نمی تواند فرصت زندگی را از هیچ بشری بگیرد.
 میخواهم به روسای کشورهای امضا کننده ی " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " بگویم که چنانچه یک فرد سندروم داون، برای یک پیمانی امضا دهد، قطعا برسر تعهد خود می ماند؛ افراد سندروم داون پیمان شکنی نمی کنند و این از ویژگی های برجسته ی آنهاست.

:arrow_backward:--ماده ی هفتم " اعلامیه ی جهانی حقوق بشر " را در اینجا ذکر می کنم :

" همگان سزاوار آنند تا بدون تبعیضی در پناه قانون باشند. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به تبعیض شود محافظت گردند. همه ی انسانها محق به حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این اعلامیه است می باشند ".


دفعات مشاهده: 1377 بار   |   دفعات چاپ: 108 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

اهدای مغز در راستای هموار کردن مسیر انجام تحقیقات

 | تاریخ ارسال: 1398/11/15 | 
معاون اجرایی بانک مغز دانشگاه علوم پزشکی ایران، اهدای مغز را  در هموار کردن مسیر انجام  تحقیقات موثر دانست.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه ایران: دکتر فریبا کریم زاده؛ معاون اجرایی بانک مغز ایران در گفتگو با خبرنگار روابط عمومی عنوان کرد: بانک مغز ایران که طی سال های اخیر در دانشگاه علوم پزشکی ایران راه اندازی شده است با هدف جمع آوری نمونه های بافت مغز بیماران عصبی و سالم فعالیت می نماید.
وی گفت:  تا کنون ده های مغز بیمار از جمله اسکیزوفرن و آلزایمر و همچنین مغز سالم  در این بانک جمع آوری شده است.
دکتر کریم زاده تصریح کرد: با این وجود نیاز به نمونه های بیشتر و  همچنین سایر بیماری ها از جمله ام اس، پارکینسون و همچنین نمونه های سالم همچنان وجود دارد.
معاون اجرایی بانک مغز ایران بیان کرد : بیماری های عصبی در بیشتر موارد ناتوان کننده و غیر قابل علاجند. هنوز درمان قطعی برای بیماری هایی نظیر آلزایمر، ام اس، ALS و جنون یافت نشده است. هنوز مکانیسم های دقیق و عوامل موثر در بروز این بیماری ها مشخص نیست. 
وی افزود: تحقیقات علمی بر روی مغز انسان شناخت بیشتری در مورد نحوه عملکرد مغز فراهم می نماید و به دنبال آن منجر به  یافتن راهکارهای درمانی موثر برای درمان بیماری های مغز و اعصاب و بیماری های روانی می شود.
ایشان با اشاره به اینکه مطالعات بر روی مدل های آزمایشگاهی نمی توانند به طور کامل پاسخگوی سوالات محققان در حوزه بیماری های عصبی باشند ، خاطر نشان کرد: یافتن پاسخ های دقیق و قابل اعتماد تنها با مطالعه بر روی نمونه های انسانی امکان پذیر است. جالب است بدانید در تحقیقات علاوه بر نمونه های بیماران، نمونه های سالم (کسانی که فاقد هر گونه بیماری عصبی باشند) مورد نیاز است چراکه بررسی تغییرات باید با مقایسه ی نمونه های سالم صورت پذیرد. 
وی  ادامه داد: هر فردی می تواند با اهدای مغز پس از مرگ راه را برای تحقیقات هموار سازد. 
گفتنی است تاکنون ده ها بانک مغز در سراسر دنیا ایجاد شده است بسیاری از آنها در این امر پیش رو بوده و قریب به دهها سال از احداث آنها می گذرد. 
دکتر کریم زاده ذکر کرد: آلبرت اینشتاین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نابغه‌های قرن بیستم بوده و مطالعات بسیاری بر روی نمونه مغز او به منظور  یافتن رابطه میان کالبدشناسی اعصاب  و هوش عمومی یا هوش ریاضیاتی انجام شد. این نمونه  طی هفت و نیم ساعت پس از مرگ خارج شد و مطالعات متعددی بر روی آن صورت پذیرفت و در حال حاضر بقایای آن در موزه‌ی ماتر (Mutter Museum) در شهر فیلادلفیا نگهداری شده و در معرض دید عموم قرار گرفته است. 
به گفته ایشان گرچه سالها از ایجاد بسیاری از بانک های مغز در سراسر دنیا می گذرد،  متأسفانه با کمبود زیادی از نمونه های مغز انسان در تحقیقات مواجه هستیم. با افزایش تعداد بافت مغزی، محققان شانس بیشتری برای یافتن پاسخ درست، دقیق و قابل اعتماد در پاتوفیزیولوژی بیماری های عصبی می یابند. 

 وی تاکید کرد: بانک مغز ایران با همت شما عزیزان راهی هموار برای محققان فراهم می نماید. یافتن درمانی موثر جز با مطالعه بر روی نمونه های انسانی میسر نیست. 
دکتر کریم زاده از داوطلبان خواست برای تکمیل فرم اهدا به آدرس زیر مراجعه نمائید: 
 
 تهیه خبر : رهنورد

دفعات مشاهده: 1236 بار   |   دفعات چاپ: 56 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دکتر جغتایی: بانک مغز یک بانک ملی برای انجام تحقیقات درحوزه بیماری های مغز و اعصاب

 | تاریخ ارسال: 1398/11/12 | 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران در جلسه شورای بانک مغز بر ایجاد کمیته علمی جهت تعیین اولویت های پژوهشی تاکید کرد.
شورای بانک مغز با محوریت بررسی چالش های موجود و با حضور دکتر کوهپایه زاده رئیس دانشگاه، دکتر وطن پور مدیر کل دفتر توسعه فنآوری سلامت وزارت بهداشت، دکتر متولیان معاون تحقیقات و فناوری، دکتر جغتایی رئیس دانشکده فناوری نوین و نمایندگان گروه های نوروسرجری ، نورولوژی ، تروما و روانپزشکی مورخ 12 بهمن ماه در سالن شورای ستاد مرکزی برگزار گردید.
در ابتدا دکتر جغتایی گزارشی در خصوص عملکرد، اساسنامه و ارکان بانک مغز ارائه و عنوان نمود: بانک مغز یک بانک ملی برای انجام تحقیقات درحوزه بیماری های مغز و اعصاب به شمار می رود.
ایشان با اشاره به جمع آوری 60 نمونه مغز از بیماران آلزایمری و اسکیزوفرنی بیان داشت: برای انجام پژوهش، نیازمند جمع آوری نمونه های مغزدر زمینه بیماری های  MS ، ALS، پارکینسون و اعتیاد هستیم.
رئیس بانک مغز ایران به شرح چالش های موجود پرداخت و اظهار کرد: گسترش فضای فیزیکی و تجهیزات، فرهنگ سازی و ترغیب برای اهدای مغز، اخذ مجوزهای قانونی جهت نمونه برداری از اجساد فاقد سرپرست، ایجاد فرصت برای پایان نامه های دانشجویی، ارسال فرم های اهدای مغز در گروههای آموزشی و تسهیل دستیابی به نمونه های افراد فوت شده از مهمترین مسائل قابل بررسی در بانک مغز می باشد.   
در ادامه دکتر فریبا کریم زاده ؛ معاون اجرای بانک مغز درخصوص فرآیند اهداء مغز توضیح داد و افزود: مرحله اول این فرآیند ، رضایت اهداء کنندگان است و در مرحله بعد خارج کردن نمونه مغز و نمونه برداری انجام می شود که زمان طلایی برای انجام این کار کمتر از 24 ساعت است.
وی گفت: بعد از انتقال نمونه ها به بانک مغز و مرحله آماده کردن ، نمونه جهت انجام تحقیقات در اختیار محقق قرار می گیرد.
دکتر کریم زاده خاطر نشان کرد: فرم اهداء مغز در سایت بانک مغز وجود دارد و داوطلبان می توانند نسبت به تکمیل فرم اقدام نمایند.
سپس رئیس دانشگاه تاکید کرد: در این راستا باید کمیته علمی فرا دانشگاهی با حضور صاحبنظران گروه بالینی و غیر بالینی برای شناسایی اولویت ها تشکیل گردد . همچنین پژوهش ها باید باعث مداخلات مناسب در حوزه پیشگیری گردد ، در واقع تحقیقات انجام شده در بانک مغز باید بتواند در کاهش بار بیماری ها موثر باشد.
دکتر کوهپایه زاده تصریح کرد: در حوزه فرهنگ سازی با توجه به وجود بخش اهداء عضو در بیمارستانها ، این سیستم باید تقویت گردد ، اطلاع رسانی به گروههای مختلف در قالب فراخون انجام و سایت بانک مغز به روز شود.
ایشان در خصوص اخذ مجوزهای نمونه برداری ذکر کرد: تا رایزنی با سازمان پزشکی قانونی جهت انعقاد تفاهم نامه  برای انجام این کار صورت گیرد.
گفتنی است در این جلسه دکتر وطن پور، مدیر کل دفتر توسعه فنآوری سلامت وزارت بهداشت گفت: بانک مغز ایران یک بانک با ارزش است .
وی پیشنهاد داد:  تا شبکه داخلی بین دانشگاهی جهت توسعه بانک مغز ایجاد گردد و  پروژه های کاربردی در مرکز بانک مغز ایران انجام شود.

دفعات مشاهده: 1285 بار   |   دفعات چاپ: 69 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دکتر جغتایی: بیمارستان‌ها تخت‌های خود را به امور توانبخشی اختصاص نمی‌دهند

 | تاریخ ارسال: 1398/11/12 | 

دکترجغتایی گفت: به دلیل تحت پوشش بیمه قرار نگرفتن خدمات توانبخشی، بیمارستان‌ها تمایلی برای تخصیص تخت‌ به این حوزه ندارند.

به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ محمد تقی جغتایی مشاور وزیر در امور توانبخشی در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه بهداشت و درمانگروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان، با اشاره به خدمات بیمه‌ای توانبخشی اظهار کرد: یکی از مشکلات بیماران و معلولان قطع نخاعی MS تحت پوشش بیمه نبودن خدمات درمانی و توانبخشی این افراد است و همین مسئله باعث بروز مشکلات و حتی افزایش هزینه‌های درمانی آنها می‌شود.
مشاور وزیر در امور توانبخشی ادامه داد: به دلیل بیمه نبودن بخشی از خدمات توانبخشی بیمارستان‌ها تخت‌های خود را به امور توانبخشی اختصاص نمی‌دهند و در حال حاضر تخت‌های توانبخشی در کشور بسیار کم است.
او تأکید کرد: استان‌های مشهد، همدان و رشت تعدادی از تخت‌های بیمارستان‌ها و مراکز درمانی خود را برای معلولان و انجام امور توانبخشی بیماران گذاشته‌اند، اما به طور کلی به دلیل بیمه نبودن خدمات تعداد تخت‌های بیمارستانی مربوط به حوزه توانبخشی بسیار کم است.
جغتایی با اشاره به مشکلات بیماران دیستروفی در کشور، گفت: مسائل درمانی و دارویی بیماران دیستروفی تحت پوشش بیمه قرار دارند اما خدمات توانبخشی آنها تحت پوشش هیچ صندوق بیمه‌گری نبوده و همین مسئله باعث بروز مشکلاتی برای آنها می‌شود.
رییس دانشکده فناوری های نوین دانشگاه گفت: متأسفانه بیماری دیستروفی جزو بیماران خاص و صعب العلاج محسوب نمی‌شوند و اگر اعتبارات بیماران خاص در مجلس یا دولت افزایش پیدا کند، بیماران دیستروفی تحت پوشش بسته‌های خدمتی و حمایتی قرار می‌گیرند.
او افزود: بسته‌های خدمتی ویژه بیماران خاص صعب العلاج شامل خدمات جامع است که طی دوره درمان بیماران پس از بهبودی توانایی بازگشت به جامعه را پیدا می‌کنند.

دکتر جغتایی یادآوری کرد: بیماران دیستروفی اگر تحت پوشش بیمه‌ها و یا جو بیماران خاص قرار بگیرند بسیاری از هزینه‌های آنها به وسیله وزارت بهداشت تأمین می‌شود و هیچ مشکلی از نظر هزینه‌کرد بابت درمانشان به وجود نمی‌آید.


دفعات مشاهده: 1340 بار   |   دفعات چاپ: 76 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

برگزاری نشست ادواری دانشکده ها درمرکز تحقیقات سلولی و مولکولی

 | تاریخ ارسال: 1398/11/6 | 
 در ابتدای جلسه دکتر کوهپایه‌زاده رئیس دانشگاه به ایراد سخنرانی پرداخت و نکاتی را در رابطه با شرایط و وضعیت فعلی دانشکده ها مطرح کرد. 
سپس دکتر سید جواد موسوی؛ مشاور اجرایی رئیس دانشگاه گزارشی از مصوبات جلسات گذشته را بیان نمود . 
همچنین دکتر محمد تقی جغتایی رئیس دانشکده فن آوری های نوین پزشکی ، گزارشی از عملکرد دانشکده فناوری‌های نوین پزشکی عنوان کرد و به معرفی دستاوردهای دانشکده، اعضای هیات علمی، وضعیت گروه های آموزشی و دانشجویان دانشکده پرداخت .
گفتنی است در این جلسه گزارشی از فعالیت های آموزشی، پژوهشی ، فناوری و مالی دانشکده و روند راه اندازی مراکز تحقیقاتی - آزمایشگاهی و رشته های آموزشی جدید در دانشکده ارائه گردید.
 در پایان دکتر کوهپایه زاده از دستاوردهای ارزشمند دانشکده و به خصوص عملکرد اعضای آن که به صورت بین رشته ای و با تمرکز بر انجام پروژه های مشترک که با همکاری زیرمجموعه های مخلتف داخل دانشگاه و خارج دانشگاه صورت گرفته اظهار خرسندی نمود. 


دفعات مشاهده: 1306 بار   |   دفعات چاپ: 55 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر